خرید بک لینک

با این اوصافی که من دارم...

خدا میدونه امتحان ادبیات امروز رو چقدر بد بدم:(

پ ن:یکی از دلایل مهمی که باعث شد وقت نکنم کل کتابو تموم کنم واسه امتحان؛ همین شعر و متن های قشنگ شکسپیر و پابلو نرودا و ...بود که چندین بار میخوندمشون!

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 13:32

دیشب سر سفره شام دیدم بابا هی داره بهم نگاه میکنه..بعد گفت فاطمه تو چته؟ چرا این شکلی شدی؟ اصن چرا چهرتاً اینهمه خراب شدی؟؟!!گفتم شاید بخاطر امتحاناهو شب بیداریامه.ولی خب..کسی چه میدونه...نمی خواستم چ

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 13:32

ته ته همه ناامیدی ها..این خستگی ها،دویدن ها..نرسیدن ها،نشدن ها،نبودن ها تموم میشه..
شب ها و اشک های پنهونش..روزها و بغض های خفه شده ش؛تموم میشه.
فقط و فقط با یه سلام خدا تموم میشه.
اون روزی که خدا بهت لبخند بزنه و بگه:
سلام بنده ی صبور من!
همه ی این غم و تلخی ها تموم میشه.
صبر داشته باش!
خدا آخر قصه صبورانه تو نشسته که تو برسی و بهت بگه سلام.

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 13:32

امسال هم گذشت...درست مثل هر سال.اما خوشحالم خدا بهم توفیق داد که بتونم تو این شرایط بازم روزه هامو بگیرم.بعضی از بچه ها بخاطر امتحانات نهایی روزه نگرفتن...اما اصلا جایز نمیدونم که دلیل موجهی باشه واسه

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 13:32

یه ماه و یه ساعت دیگه مونده به کنکور

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 13:32

نقطه ضعفم را فقط تو خوب میدانی، چطور؟
هیچکس جز شخص تو درد مرا درمان نکرد
اولش گفتی که میمانی و رفتی این شدم
فکر کن وقتی که می گفتی نمیمانی چطور..؟

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 13:32

هیچوقت یادم نیست فک و فامیلی اونجوری که انتطار میرفت عیدا دور هم جمع بشیم!

برچسب: نویسنده: هلیا طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 13:32

صفحه بندی